شب نوشتها

متن مرتبط با «اسيد معده» در سایت شب نوشتها نوشته شده است

اسيد

  • نیلوبلاگ

    خب اينو مي نويسم كه يادم باشه چقدر ترسيدم و چه استرسي دارم تحمل مي كنم.يكشنبه تو درمانگاه بيمارستان يكي از مريضا كه ازم شكايت داره منو تهديد به پاشيدن اسيد كرده و بگذرد از استرسي كه از اون روز دارم مي كشم و سعي مي كنم به روي خودم نيارم .لعنت كنن اين غرور لعنتي رو كه نمي ذاره نه با كسي درد دل كنم و نه گريه و همشو تو خودم ريختم .تو اين ميونه هم اقاي شوه خيلي اذيت م مي كنه و عوض اينكه حمايتم كنه دايم زير پامو خالي مي كنه و مي ترسونه.راستش نمي دونستم اينقدر ترسو ه ،هيج كاري نمي كنه و دايما قيافه گرف...

    ادامه مطلب