شب نوشتها

متن مرتبط با «ايكتر» در سایت شب نوشتها نوشته شده است

ايكتر

  • نیلوبلاگ

    سلام اين روزا دارم تند تند ميام نه،آخه مي خوام خاطره اين روزا بمونه برام.امروز كه پنج شنبه ٢٢تير ماه باشه بند ناف اقا پاري مون افتاد صبح كه مامان برده بود عوضش كنه آني متوجه شد و خلاصه از اون بابت خيلي خوشحال شديم.ولي از يه طرف هم ظهر رفتيم برا اندازگيري بيلي روبين كه ١٥شده بود إخه سهشنبه هم رفته بوديم و ١٢بود چون الان سير پيشرونده داشت محبور شديم چراغ اجاره كنيم و الان پسرم زير چراغه.راستش اولش خيلي ناراحت شدم هم تو آزمايشگاه و هم تو خونه كلي گريه كردم ولي خوشبختانه چراغش از اوناييه كه لازم نيس...

    ادامه مطلب