شب نوشتها

متن مرتبط با «تابستان» در سایت شب نوشتها نوشته شده است

تابستان ۱۴۰۴

  • نیلوبلاگ

    تابستان ۱۴۰۴ خب باید بگم امسال تابستون نداشتیم.رسما وسط جهنم بپدیم.جنگ ما و اسراییل بعد ۱۲ روز ، با آتش بس تموم شد و هر روز منتظریم یا ما اونا رو بزنیم یا اوناذما رو.کلی ادم و ساختمون و تتسیسات پایه ای خراب شد.الانم که پا در هواییم.حسام رو نگفتم، یکشنه ۲۹ تیر من تو بو علی مریض می دیدم که حسن زنگ زد و با یه حال اشفته خبر فوت حسام رو داد، پاش لیز خورده بود و افتاده بود تو چااه اسانسور.دیکه ما شبونه راه افتادیم رفتیم کرمان و اونجا بعد مراسم خاکسپاری پنجشنبه برگشتیم تبرژز و مراسمشو جمعه تو تبریز گرف...

    ادامه مطلب
  • تابستان ٩٥

  • نیلوبلاگ

    اوه اوه چه خبره،قبلنا سعي مي كردم ماهي يه بار اينجا سر بزنم ولي الان نمي دونم چرا اين مدت اصلا يادم نبود بيام سر بزنم...

    ادامه مطلب