
بهار ۱۴۰۲ خوب سلام علیکم،راستش یادم نبود بیشتر تز ۲ ماهه اصلا اینجا سر نزدم،راستش از تردیبهشت بگم که رفتم موهامو بوتاکس کردم مثل سال قبل ۲/۲/۲ با خونواده خودم و شوه رو جشن گرفتیم،مامانش یه قوطی شیرینی نخودی آورده بود که بعد یکی دو هفته که به آخر جعبه رسیدیم،دیدم تاریخی که مامانس روش نوشته مال سال قبله،راستش خیلی ناراحت شدم و بهم برخورد،طبق معمول دلایل و حرفای همیشگی،موم عصبانی شدم و حدود دو سه هفته مشغول اون بودیم و بعدش هم که سرمون مشغول امتحان تیز هوشانه آنی بود و کل خرداد در راه کلاسها گذشت و...
ادامه مطلب
اوه الان که اومدم برای سال ۱۴۰۲ بیلان بگم فکر نکی کردم اینجوری از تیر نیومدم سر بزنم.نمی دونم چه خب شده و چرا اینقدر غافل شدم از اینجا.دیگه از بعد تیر شروع کمم و وقایع ذو تا جایی که یادمه بگمبعد تیر ، تو مرداد با خونواده عمو اینا رفتیم انتالیا یه هتل عالی و یه هفده عالی گذروندیم دلد منم اونجا بودیم و شهریور هم که اومدیم اقای شوه درگیر کولهسیستکتومی باباش و عوارض اون بود.ما هم تو خنه مشکلات خودمون رو داشتیم.از تیر هم که استترت دبی رو زویم و اروم اروم مدارک اقای شوه رو فرستادیم و گفتن ازمون پرومت...
ادامه مطلب
سلام علیکم،سال نو مبارک.راستش قبل از سال نومی خواستم بیام و بیلان سال قبل رو بدم،انصافا سال خوبی نبود البته ناشکری نباسه ،ولی من همش سال قبل تو استرس بودم،عید سال قبل که جایی نرفتیم و ۱۵ ارذببهشت بعد عروسی علی با مامان مشکل داشتم تا تیر ماه،تیر ماه هم مامان و انی رفتن برا تولد نلی تهران که سر اون که من نرفتم کلی اعصاب خورد کنی داشتم و بعد اواسط تیر با خانواده عمو و شقایق رفتیم انتالیا،بد نبود فقط چند روز مونده به مسافرت مربض اقای شوه فوت کرد و استرس و اعصاب خورد کنی و حرف و حدیثاس به من خورد ،اخ...
ادامه مطلب